اگر اتفاقات سال 88 به وقوع نمی پیوست
یعنی اگر بازندگان نتیجه انتخابات ، شکست خود و پیروزی رقیب را بر می تابیدند و
ضمن قبول کردن نتیجه انتخابات ، به عنوان منتقدان دولت منتخب و در چارچوب قانون به
فعالیت سیاسی خود ادامه می دادند :
1- اگر اتفاقات سال 88 به وقوع نمی پیوست
حضور 40 میلیونی مردم در انتخابات که در هر کشوری نشان دهنده همراهی مردم با
نظام حاکم بر آن کشور است و در واقع نوعی رفراندوم تلقی می شود ، می توانست بسیاری از حربه های استکبار را بر علیه جمهوری اسلامی ناکارآمد بکند . می توانست مسئله هسته ای ایران را تا حدود زیادی به آخر خط نزدیک کند و استکبار جهانی را سر جای خود بنشاند چراکه این مفهوم را برای جهان تفهیم می کرد که اکثریت قاطع مردم حامین نظام جمهوری اسلامی هستند و سیاستهای کلان نظام را همراهی می کنند.
2-اگر اتفاقات سال 88 به وقوع نمی پیوست بدون شک با سبد رأیی که منتقدین دولت و اصولگرایان داشتند سهم عمده ای از کرسی های مجلس شورای اسلامی را برای خود می کردند و می توانستند به صورت قانونی مانع مشکلات و معضلات اقتصای کشور شوند و اندک اندک قدرت سیاسی خود را بیشتر و بیشتر کنند.
3- اگر اتفاقات سال 88 به وقوع نمی پیوست
13میلیون رأی بالفعل که با سوء مدیریت های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی دولت احمدی نژاد به زعم من به بیش از 20 میلیون رای می رسید و می توانست تکیه منتقدان اصولگرایان یعنی اصلاح طلبان را بر کرسی ریاست جمهوری و بالاترین قدرت اجرایی و سیاسی کشور تضمین کند.
4-اگر اتفاقات سال 88 به وقوع نمی پیوست
کشور با حضور اپوزوسیون قوی و با پشتوانه مردمی بالا و مجلسی که منتقدین جناح
حاکم در آن نقش تعیین کننده دارند کمتر روی بحران و سوء مدیریتهای بحران زا را می
دید . چرا که در هر کشوری وقتی دولت آن ، منتقد و مخالف جدی را در برابر خود نبیند
به عمد یا غیر عمد بر اشتباهات خود اصرار می ورزد.
5-اگر اتفاقات سال 88 به وقوع نمی پیوست
فضای کشور امنیتی نمی شد و عده ای بی گناه کشته و مجروح نمی شدند. اموال عمومی آسیب نمی دید. منتقدین جناح حاکم تبدیل به معاندین نمی شدند. ضد انقلاب ، منافقین ،استکبار کیسه نمی دوختند و در فضای خاص سیاسی دنیا و بیداری اسلامی منطقه ایران بعنوان کشوری که اسلام و مردم در آن حرف اول و آخر را می زنند ، می توانست نقش پررنگ تری را ایفا کند و عرصه را برای دنیای استکبار تنگتر و تنگ تر کند.
براستی چرا اینچنین شد؟
چرا بازندگان نتیجه انتخابات بدون هیچ دلیل منطقی و عقل پسند بازی را بهم ریختند و مردم را به جان هم انداختند؟
مگر انتخابات گذشته بازنده نداشت؟ مگر در انتخابات گذشته هم ادعای تقب مطرح نشده بود؟
چه کسانی و با چه نیاتی از قبل از انتخابات افکار عمومی را به سمت و سوی آشوب هدایت کردند؟
اگر تقلب بشه، ایران قیامت میشه ، فقط یک شعار بود و یا یک استراتژی؟
چرا انتخابات ریاست جمهوری برخی کشور های دنیا ، قبل و بعد از انتخابات ایران به آشوب کشیده شد؟
وجه تمایز برندگان و بازندگان انتخابات ها چه بود؟
آیا برندگان این انتخابات همه شعار های ضد استکباری نمی دادند؟
آیا بازندگان این انتخابات مورد حمایت دنیای غرب نبودند؟
چرا عده ای دین خود را به دنیای دیگران فروختند و موجبات شادمانی دشمنان ایران و ایرانی را فراهم کردند؟
وحال نزدیک انتخابات دیگری هستیم. و چشم جهان معطوف به ایران شده است. البته چنگال های بدخواهان ایران اسلامی نیز تیز گشته و آماده حمله هستند.
اینکه چه می شود و نتیه چه خواهد شد ، زیاد روشن نیست. چیزی که مشخص است این است که توهم تقلب دیگر نمی تواند بحرانی ایجاد کند و این مهره دیگر سوخته است. البته شاید بهانه های جدید تراشیده شود و بحران هایی خطرناک تر هم در کمین باشد.
بازندگان سیاسی انتخابات قبل نمی دانند در این میدان مبارزه وارد شوند یا نه. از طرفی اگر شرکت کنند و مردم را به حضور در صحنه و تبلیغ کاندیدای خود تشویق کنند ، به دست خود ، حکم مجرمیت خود را در حوادث 88 امضا کرده اند و خود را باعث و بانی تمام تلخی های بعد آن معرفی می کنند و از طرفی شرکت نکردن در انتخابات را بایست پایان حیات سیاسی خود تلقی کنند و برای همیشه مثل فوتبالیستهای بازنشسته کفش های خود را
آویزان کنند.
البته فضای سیاسی کنونی کشور اینچنین وانمود می کند که سردمداران اتفاقات سال 88 بدشان نمی آید وارد صحنه شوند و پل های پشت سر و جلوی رویشان را خراب نکنند ولی از طرفی هم نمی خواهند و یا نمی توانند از وقایع 88 اعلام برائت و پشیمانی کنند.
ولی چیزی که عیان است این است که حضورشان چه با تابلو خاص و چه با چراغ خاموش ، نشان از دروغی است که به نظام زدند و با آن دروغ نه تنها دین خود را آلوده کردند ، بلکه به آنچه در خیالشان به آن فکر می کردند هم نرسیدند.
من به شخصه دوستدارم که شما در انتخابات حضور پیدا کنید واظهار پشیمانی کنید و جلوی ضرر را بگیرید که سود در آن است. ولی اگر شما بودم و نمی خواستم ابراز پشیمانی کنم به هیچ وجه من الوجوه در انتخابات شرکت نمی کردم و حداقل پای آرمانهای به خیال صحیح خود می ایستادم.